محمد رضا واليزاده معجزى
508
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
اعظم الدوله زنگنه كه مىدانست علاوهبراينكه از هواخواهان قديمى فرمانفرما مىباشد و طبعا مورد سخط سالار الدوله قرار خواهد گرفت و او را به قصاص خون شرف الملك و برادرزادهاش جواد خان به قتل خواهند رسانيد ؛ بعد از تلاشهاى بسيارى كه به نفع يار محمد خان نمود وقتى كه آثار غلبه را در نيروى عباس خان سردار رشيد مشاهده كرد خود و پسرش از كرمانشاه خارج شده و به قريه كنوله ملك شخصىشان فرار كردند . عباس خان نيز كه به خاطر انتقام از اين دو نفر و تقاص خون شرف الملك و جواد خان متحمل اين زحمات شده بود و به اين آسانى دست از شكارهاى فربه خود برنمىداشت ، براى اينكه كلاه سرش نرود خود با عده قليلى به منظور دستگير كردن آنها به قريه « كنوله » رفته ، اعظم الدوله و پسرش فخيم السلطنه را دستگير و به كرمانشاه نزد سالار الدوله آورده و از او درخواست كرد كه به وعده خود وفا كند . سالار الدوله كه خود به واسطه دوستى اعظم الدوله و فرمانفرما نسبت به او بغض و كينه داشت ، از چنين عملى استقبال مىكرد و بدون معطلى دستور داد پدر و پسر را به دار آويخته و اثاث البيت خانه آنها را نيز غارت كردند و به اين ترتيب سردار رشيد غيرتمند تقاص خون سليمان خان شرف الملك و جواد خان را كرد و نيز تلافى اموال منهوبه را نمود و آنها اموال اعظم الدوله و فخيم السلطنه را تاراج كرد و هركس كه نسبت به سالار الدوله غدر كرده و خيانت ورزيده بود ، به مجازات رسانيد و شهر كرمانشاه كما فى السابق تحت سلطه شاهزاده قرار گرفت . همانطور كه قبلا نوشتيم و امامجمعه در تاريخ كردستان متعرض شدهاند ، اين حركت رشيدانه سردار رشيد به شاهزاده ثابت كرد كه عشاير كردستان و كرمانشاه نمىخواهند جانانه و دلسوزانه براى او كار كنند و او را بازيچه دست خود قرار داده ، هر روز او را براى نهب و غارت به سمتى مىدوانند ، اگرنه شكست دادن به يپرم و بختيارى با آن عده ناچيز در باغشاه آن هم با آن سپاه عظيمى كه عشاير تشكيل داده بودند ، به هيچوجه مشكلتر از بيرون راندن يار محمد خان و مجاهدين از شهر كرمانشاه نبود . نگارنده يقين دارد كه بعد از اين قضيه سالار الدوله متوجه شده كه اگرچه عشاير لرستان هم مانند برادران كرمانشاهى و كردستانى خود دنبال شاهزاده را براى يغماگرى و چپاول اموال مردم بىدفاع و كشاورزان زحمتكش گرفتهاند ، ولى درعينحال براى موفقيت او هم از سعى و تلاش بازنمىايستند ، كما اينكه در چند نوبت امتحان خود را پس دادند و امير اشرف باوجود بعضى اعتقادات آنطور مردانگى و شجاعت قابل تحصين از خود نشان داد كه آخرين فردى بود كه
--> نگارش داده شده است .